دانلود کتاب حماسه حسینی (3 جلد) – اثر استاد مطهری

این هم کتاب حماسه حسینی به درخواست آقا شاپور

این کتاب اثر متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری از انتشارات صدرا ،چاپ چهاردهم : تابستان 1368 ، ناشر : انتشارات صدرا ( با كسب اجازه از شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهيد ) ، است این کتاب قابلیت کپی برداری و چاپ و ذخیره دارد. که شامل عناوین زیر می باشد::

لینک دانلود در پایین پست قرار دارد%

حماسه حسینی جلد 1

حماسه حسینی جلد 2

حماسه حسینی جلد 3

بخش اول : تحريفات در واقعه تاريخی

كربلا

معنی تحريف و انواع آن

عوامل تحريف

تحريفات معنوی حادثه كربلا

وظيفه ما در برابر تحريفها

بخش دوم : حماسه حسينی

دو چهره حادثه كربلا

نهضت حسينی ، حماسه‏ای مقدس

نهضت حسينی ، عامل شخصيت يافتن جامعه اسلامی

بخش سوم : عنصر تبليغ در نهضت حسينی ( تبليغ در اسلام )

مفهوم تبليغ

وسائل و ابزار پيام رسانی

روش تبليغ

روشهای تبليغی نهضت حسينی

حادثه كربلا ، تجسم عملی اسلام

نقش زن در ساختن تاريخ و نقش زينب(س) در تبليغ

نهضت حسينی

شرايط مبلغ و تاثير تبليغی اهل بيت امام حسين عليه السلام در مدت‏ اسارتشان

مقدمه

بخش چهارم : عنصر امر به معروف و نهی از منكر در نهضت حسينی

جلسه اول : عوامل موثر در نهضت حسينی

جلسه دوم : ارزش هر يك از عوامل

جلسه سوم : شرائط امر به معروف و نهی از منكر

جلسه چهارم : مراحل و اقسام امر به معروف و نهی از منكر

جلسه پنجم : ارزش امر به معروف و نهی از منكر از نظر علمای اسلام

جلسه ششم : كارنامه ما در امر به معروف و نهی از منكر

جلسه هفتم : تاثير امر به معروف و نهی از منكر اهل بيت امام حسين (ع‏) پس از حادثه كربلا

بخش پنجم : شعارهای عاشورا

بخش ششم : تحليل واقعه عاشورا

بخش هفتم : ماهيت قيام حسينی

مقدمه

بخش اول : ريشه‏های تاريخی حادثه كربلا

چگونه امت پيغمبر فرزند پيغمبر را كشتند ؟

حوادث معماوش صدر اسلام

نيروی اجتماعی علی ( ع ) و برنامه مبارزه معاويه با آن

امام حسين ( ع ) و ساير مصلحين بزرگ كه قيام كردند

ارزش شهادت و شهيد در اجتماع

منطق منفعت و منطق حقيقت

هدف مقدس و حس تعالی و تقدس

قيامهای مقدس

وجود يك درك قوی در نهضت حسينی

خلاصه‏ای از عوامل دخيل در شهادت امام

علل تقدس يك نهضت

لقب سيد الشهداء

اصحاب حسين ( ع ) و اهل بدر و اهل صفين

مبارزه با جهل و ظلم

چرا كوفيان به جنگ حسين ( ع ) رفتند ؟

دو چيزی كه مايه روشنی چشم اباعبدالله بود

دعاهای حسين ( ع ) در ايام كربلا درباره اشخاص

بيان قرآن در فلسفه قيام مصلحين الهی

كلام شهرستانی در اينكه هسته همه حوادث در قرن اول ريخته شد

مرد بزرگ يعنی چه ؟

تمام فاجعه كربلا برای اين بود كه امام رأی خود را نفروخت

كربلا ، نمايشگاه معنا و روحانيت ، نه نمايشگاه جنايت بشر

چرا ” حر ” تغيير روحيه داد ؟

اصحاب حسين ( ع ) هيچكدام پناه به دشمن نبرد ولی از دشمن به خود ملحق‏ كردند

فجيع‏ترين جنبه‏های شهادت سيد الشهداء

سه مرحله شهادت حسين ( ع )

مشخصات سياست اموی

رضا و تسليم

شجاعت روحی و قوت قلب و حفظ تعادل در عمل و قيافه و زبان

منطق معمولی ذاكرين اباعبدالله در شهادت و مظلوميت آن حضرت

آيا امام حسين ( ع ) دستور خصوصی داشت ؟

فرق معاويه و يزيد

علت شهادت امام حسين و علت ترغيب ائمه ( ع ) به اقامه عزای حسينی‏

مسئله گريه بر سيد الشهداء

تحريف كلمه ، تحريف حادثه امام حسين

امام حسين ميان قيام عليه خلفا و عليه‏السلام تجزيه كرد

دو چهره حادثه كربلا

جمع كردن اصحاب در شب عاشورا و سخن با آنها

موضوعات درباره قيام حسينی

معاويه به بهانه خون عثمان در جستجوی خلافت بود

اصحاب بنی اميه در كربلا با عقيده خودشان می‏جنگيدند

كرامت آل علی ( ع ) در استخدام وسيله پيروزی

تحليل روحيه قاتلين سيد الشهداء

منشأ اختلاف آل علی ( ع ) و آل معاويه

دشمنی ابوسفيان با اسلام

مقدمات ولايت عهد يزيد

استفاده امويها از الغاء عصبيت در اسلام

جنگ تبليغاتی معاويه با علويين

قصه زينب بنت اسحاق

تربيت هاشمی و اموی در جاهليت

خلق هاشمی و خلق اموی

اخلاق معاويه فضيلت نبود

نسب شريف امام حسين ( ع ) و اثرش در قضيه عاشورا

جمله‏های امام حسين ( ع ) به ابوذر

تربيت يزيد و صفات روحی و اخلاقی او

قلوبهم معك و سيوفهم عليك

فرق انصار و مشاورين معاويه با انصار و مشاورين يزيد

اخلاق و صفات شمر و عبيدالله و مسلم بن عقبه

اباء حسين ( ع ) از بيراهه رفتن

كراهت ابا عبدالله از شروع به قتال

مأموريت يافتن عمر سعد

كراهت باطنی مردم از رفتن به جنگ حسين ( ع )

فلسفه قيام حسينی

كلمه ” كربلا ”

روحيه اصحاب امام حسين

منطق ابن عباس و منطق امام حسين ( ع )

صفاتی كه از اباعبدالله در كربلا ظهور كرد

فلسفه جنگ نور و ظلمت در ميان بشر

روحيه اصحاب ابن زياد

خبث باطنی اصحاب عمر سعد

نظم در اصحاب سيد الشهداء

شجاعت اصحاب ابا عبدالله و اعمال حاكی از عقب نشينی لشكر عمر سعد

اعمال دنائت مابانه لشكر عمر سعد

سه عمل يزيد كه موجب زوال ملك اموی شد

پاداش سيد الشهدا در دنيا و فلسفه تعظيم عاشورا

بخش دوم : يادداشت ” ماهيت قيام حسينی ”

عامل بيعت

عامل امر به معروف و نهی از منكر

عامل دعوت مردم كوفه

سؤالات درباره نهضت حسينی

يادداشت درباره نهضت حسينی ( نقد و بررسی )

بخش سوم : امام حسين ( ع ) و عيسی مسيح ( ع )

بخش چهارم : يادداشت ” عنصر امر به معروف در نهضت حسينی ”

بخش پنجم : يادداشت ” تحريفات در واقعه تاريخی عاشورا ”

تحريفات لفظی

تحريفات معنوی

عوامل تحريف

وظيفه ما

تقصير عوام و وظيفه آنها

رشد اجتماع

خلاصه بحث در وظيفه توده

بخش ششم : نقدی بر كتاب ” حسين وارث آدم ”

بخش هفتم : يادداشت ” حماسه حسينی ”

عوامل تقويت شخصيت

عوامل تضعيف شخصيت

خلاصه

حماسه سيد الشهداء

بخش هشتم : يادداشت ” عنصر تبليغ در نهضت حسينی ”

بعد توحيدی و عرفانی

بعد پرخاشگری

بعد حماسه آفرينی ، مردانگی و شرافت

بعد اخلاقی

بعد موعظه‏ای

اصول اجتماعی و برابری اسلامی

بخش نهم : يادداشتهای متفرق

آيا امام حسين دستور خصوصی داشت ؟

واقعه كربلا ، پيامی كه با خون نوشته شد

سيد الشهدا ( ع ) ، عظمت روح و سلب آسايش از بدن

بزرگی و بزرگواری روح

كلمات حسين بن علی ( ع ) يا شعارهای زندگی امام

تأثير افكار مسيحی در حادثه كربلا

مرثيه‏های حسينی – رثاء جنيان

امام حسين – اصحاب – افضل الشهداء ابوالفضل ( ع )

شعارهای تاريخی در كربلا

پيام حسينی

نقش زن در حادثه كربلا

امام حسين ( ع ) – ناز پروردگی

سيد الشهداء و كرامت نفس

امام حسين ( ع ) – انقلاب خونين

امام حسين ( ع ) – سخن مستشرقين

بخش دهم : حواشی استاد بر كتاب ” شهيد جاويد “

لینک دانلود هر سه جلد -حجم دانلود کمتر از 1 M

پسورد :::: lymoo.wordpress.com

دانلود کتاب آموزش جامع شبکه های رایانه ای

اینبار یک کتاب آموزشی رو برای دانلود گذاشتم، این کتاب در 245 صفحه است که موضوعات آن در پایین آمده ،هدف كلی این کتاب  آشنایی با مفاهیم شبكه های رایا نه ای و توانایی نصب شبكه و كار با سیستم عامل های متداول شبكه است.

کتاب شبکه های رایانه ای شامل :

بخش اول
مفاهیم شبكه
فصل اول
آشنایی با مفاهیم شبكه و اجزای آن

فصل دوم
سیستم های انتقال اطلاعات

فصل سوم
پیكر بندی شبكه و معماری آن

فصل چهارم
محیط های انتقال

فصل پنجم
مدل مرجع OSI

فصل ششم
آشنایی با پروتكل TCP-IP و سرویسهای آن

فصل هفتم
امنیت در شبكه

فصل هشتم
آشنایی با برخی از شبكه هایWAN

بخش دوم
سیستم عامل ویندوز 2003 سرور

فصل نهم
مدیریت دسترسی به منابع

فصل دهم
پیاده سازی و مدیریت چاپ در شبكه

فصل یازدهم
نصب و راه اندازی Active Directory

فصل دوازدهم
مدیریت كاربران و رایانه ها

فصل سیزدهم
مدیریت كاربران

فصل چهاردهم
DNS و روش های تبدیل اسم به IP

فصل شانزدهم
به اشتراك گذاشتن اینترنت در شبكه و تنظیمات
دستگاه اكسس پوینت

فصل هفدهم
DHCP Server مقدماتی

پیوست :ستورات خط فرمان

لینک دانلود:

جلد 1 – حجم 3.42 M

جلد 2 – حجم 3.55 M

توجه داشته باشید که پسورد فایل  : lymoo.wordpress.com است

دانش پزشكي در ايران باستان و دانلود کتاب پزشکی نیاکان

لینک دانلود در پایین متن

يكي از دانشهايي كه در ايران پيشينه اي كهن دارد دانش پزشكي است. دانش پزشكي در ايران پيش از دوره اوستايي و ظهور اشوزرتشت وجود داشته است. در آن عهد كه زرتشت خود يكي از پزشكان برجسته بوده، سالها بود كه اين دانش در ايران زمين رواج داشته است. در اوستا كه مجموعه اي از تاريخ و فرهنگ ايرانيان است، اشاره هاي بسياري به دانش پزشكي و پزشكان ايراني شده است. همچنين در ديگر كتابهاي پهلوي و پارسي بدان اشاره ها بر مي خوريم، مانند شاهنامه، بندهش و غيره…
در متون كهن آمده: جمشيد(چهارمين پادشاه پيشدادي) نخستين كسي بود كه استحمام آب گرم و سرد را مرسوم كرد. در دوره پادشاهي او هفتصد سال نه گياهي خشكيد و نه جانداري بيمار شد.

پزشكان مشهور ايران باستان
در اوستا از قهرماني به نام – ثرتيه – نام برده شده است كه – نخستين پزشك – قلمداد شده است. »ثرتيه« از اهورامزدا تقاضا مي كند كه علاجي عليه همه زهرها و يك كارد فلزي براي عمل جراحي به او بدهد. اهورامزدا پاسخ مي دهد كه هزاران و ميليون ها گياه درمان بخش آفريده ام كه از آن ميان، »گوكرن« منبع همه داورهاست. گوكرن، نام درخت مقدس افسانه اي است كه در درياي فراخكرد جاي دارد. هوم سفيد، گاو شاخ و كوكنار، معادل هاي ديگري هستند كه براي اين درخت افسانه اي، تصور شده است كه جملگي جنبه درماني داشته اند.
براساس متون باستاني، »ويونگهان«، پدر جمشيد پيشدادي، خود جمشيد،»آبتين« پدر فريدون پيشدادي، »اترت« پدر گرشاسب و »پورشسب« پدر زرتشت و جاماسب از ديگر پزشكان افسانه اي ايران بوده اند.
پزشكان متخصص دانش پزشكي در ايران باستان به تخصص هاي5 گانه تقسيم مي شده است. براساس آنچه در اوستا آمده، اين5 تخصص عبارت بودند از: اشوپزشك (پزشك بهداشت عمومي)، دادپزشك(پزشك قانوني)، كارد پزشك (جراح)، گياه پزشك (دارو پزشك- عطار) و مانتره پزشك(روان پزشك). يكي از طبيبان (پزشكان) به وسيله اشا (گفتگو و روانپزشكي) درمان مي كند، كسي به وسيله قانون(نسخه) شفا مي بخشد، كسي با كارد درمان مي كند، كسي با گياه درمان مي كند و كسي با كلام مقدس (مانتره) درمان مي بخشد. »ارديبهشت يشت، بند6«.
اشوپزشك(بهداشت) اشو هم پاكي تن و محيط را شامل مي شود و هم شامل پاكي درون (روح و روان و انديشه) است. يك اشو پزشك، بايستي داراي هر دو پاكي (تن و روان) باشد تا بتواند ديگران را درمان كند. اشو پزشك، پزشكي است كه به بهداشت و پاك نگه داشتن محيط زندگي و شهر وپاكي تن سفارش كرده و به امور بهداشتي رسيدگي مي كند.
دور نگه داشتن بيماران از جمع و قرنطينه كردن بيماراني كه داراي بيماريهاي خطرناك بودند، پاك نگه داشتن چهار آخشيج مقدس(آب، باد، خاك، آتش) از پليدي و نيالودن آنها، پاكي محيط خانه، كوي و محله و ديگر وظايف در اين اندازه، از كارهاي اشو پزشك بوده است. هر خانواده ايراني موظف به اجراي اين امور بوده است، ايرانيان هيچگاه چهار آخشيج را به ناپاكي آلوده نمي كردند، بدين جهت در آب روان، خود را نمي شستند و از شستن اشياي آلوده در آب روان پرهيز مي كردند، همچنين ادرار كردن و آب دهان انداختن را در آب و خاك گناهي بزرگ مي شمردند، آتش را آلوده به مواد سوختني دودزا و بدبو نمي كردند و همواره جايگاه آتش را پاك نگه مي داشتند، خاك و زمين را به ناپاكي و پليدي آلوده نمي كردند. همواره در خانه ها و محله ها اسپند و كندر دود مي كردند تا هم هوا پاك و خوشبو شود و هم حشرات (خرفستران) و ميكروبها كشته شوند، اين سنت و آداب هنوز در بين ايرانيان مرسوم است.
داد پزشك (پزشك قانوني) اين پزشكان بيشتر با علوم پزشكي كار مي كردند. كالبد شكافي پس از مرگ براي تشخيص بيماري و پيدا كردن راه درمان براي آيندگان از جمله وظايف آنان بوده، پزشكان قانوني درگذشتگان را معاينه مي كردند و پس از اطمينان حاصل كردن از بيماريِ در گذشته، براي آن جواز كفن و دفن صادر مي كردند. اگر مرده نياز به كالبد شكافي داشت آن را كالبد شكافي مي كردند. همچنين امور موميايي مردگان به دست اينگونه پزشكان بود كه مشابه اين عمل در مصر باستان نيز معمول بوده است.
كارد پزشك (جراح) همانگونه كه از نام اينگونه پزشكان پيداست، درمان بخشيدن بيماران توسط اين پزشكان، به روش جراحي بوده است. در ونديداد- فَرگِرد هفتم بند39 در مورد كارد پزشكي نكات مبسوطي آمده كه خلاصه آن چنين است: كسي كه مي خواهد (كارد پزشك) شود و با جراحي او بيمار خوب شود، بايد بسيار با تجربه و آزموده باشد.
يك كارد پزشك بايستي چندين مرتبه يك عمل جراحي را انجام دهد و پس از پيروز شدن در آزمايش در اين رشته پزشكي فعال شود.
درباره كارد پزشكي، عمل رستمينه يا (سزارين) در ايران باستان رايج بوده و در شاهنامه در خصوص زايش رستم چنين آمده:

بيامد يكي موبد چيره دست همان ماهرخ را به مي كرد مست
شكافيد بي رنج پهلوي ماه         بتابيد مربچه را سر به راه
چنان بي گزندش برون آوريد       كه كس در جهان اين شگفتي نديد

پزشكي كه جراحي زايمان را بدين گونه بر روي مادر رستم، رودابه انجام مي دهد، سيمرغ (در شاهنامه) وسئنا (در اوستا) نام داشته و اين نام در اصل متعلق به يك مرغ افسانه اي است. سيمرغ كه نام وي سئنا است، يكي از پزشكان و مغان بود كه در كوه (ظاهرا دماوند) مي زيسته و شاگردانش نيز به آنجا براي فراگيري دانش مي رفته اند. و او را، سئنا مرغ ناميدند به دليل جايگاه بلندش (برروي كوه). در كاوش هاي باستان شناسي در شهر سوخته در استان سيستان و بلوچستان نيز جمجمه هايي كشف شده كه برروي آنها عمل جراحي انجام گرفته است.
گياه پزشك (دارو پزشك) پيشينه گياه پزشكي با آغاز پيدايش كشاورزي و گياه پروري در ايران همراه است. نخستين اقوامي كه توانستند به خواص گياهان دارويي پي ببرند و گياه درماني كنند و از گياهان به عنوان آرام بخش و تيمار بيماران بهره برند ايرانيان بودند، گياه پزشكي پس از گذشت هزاران سال در ايران و ديگر نقاط جهان همچنان مرسوم است و يكي از درمانهاي مؤثر به شمار مي آيد. گياه پزشكي در روزگارهاي كهن از ايران به ديگر كشورها راه يافت از جمله هند، چين، ميان رودان، مصر و غيره كه هنوز در آن كشورها به ويژه پاكستان و هند رايج است. در مورد گياه پزشكي در ونديداد فرگرد20 بند6 آمده: تمام گياهان دارويي را ستايش مي كنيم و مي خواهيم و تعظيم مي كنيم، براي مقابله با سردرد، مرگ و مير، سوختگي، بيماري جذام، مارگزيدگي و غيره… از نوشته ونديداد چنين بر مي آيد كه گياه پزشكي براي بيشتر بيماريها به كار مي رفته و بيشتر دردها را درمان بخش بوده است.
مانتره پزشك (روان پزشك) منظور از كلام مانتره سخني است كه با آن بيمار را آرامش مي دهند و درمان مي كنند، همچنين سخن پاك و مقدس هم معني مي دهد. آنگاه كه روان و روح آدمي بهم ريخته و پريشان است بهترين درمان و آرامبخش، گفتارنيك و اميدبخش، خواندن كتاب مقدس (گاتها اوستا) شعر و يا گوش دادن به نداهاي طبيعت توصيه شده است.
در ونديداد فرگرد7 بند44 آمده: اي زرتشت، اگر پزشكانِ گوناگون درمان بخش، يكي با كارد درمان بخش، يكي با دارو، يكي با سخن ايزدي درمان كنند، آن كس كه با سخن ايزدي (مانتره) درمان كند درمان بخش ترين درمان كنندگان است.
نظر ايرانيان باستان درباره بيماريها و منشا آنها براساس آيين و فرهنگ ايراني نابود كننده تمام بديها، پليديها و كژانديشي ها و زشتي ها همان كلام ايزدي (مانتره) است. تمام آموزشهاي زرتشت مانتره است. نياكان ما معتقد بودند هرگاه كه روح و روان و انديشه سالم و شاداب است، تن و بدن و زندگي نيز سالم و شاداب است. و هرگاه روح و روان و انديشه رنجور و افسرده باشد تن و بدن و زندگي هرچقدر كه قوي باشد رو به سستي مي گذارد. يكي ديگر از اين درمان بخشها فراگيري دانش و ادب براي رسيدن به كمال انساني بوده است.
قانونهاي پزشكي در ايران باستان در ونديداد، احكامي نيز براي پزشكي ذكر شده است، مثلاً آمده است كه داوطلب پزشكي براي آزمايش جراحي، هرگاه بيماري را جراحي كند و در نتيجه بيمار هلاك شود و اين كار بار دوم و سوم تكرار شود، براي هميشه از حرفه پزشكي محروم خواهد شد. اگر در اين كار اصرار ورزد و به فردي آسيب برساند، متهم به آدمكشي خواهد شد. اما پس از سه بار تجربه موفقيت آميز، وي به عنوان يك پزشك شايسته، به شمار خواهد آمد. همچنين پزشكان، وظايف و مزد ويژه اي داشته اند. برخي از اين وظايف اين گونه است: پزشك بايد به شتاب به عيادت بيمار برود. هرگاه شخص شب هنگام بيمار شد، پزشك بايد تا پيش از پاس دوم شب خود را به او برساند، اگر در طول شب بيمار شود، پزشك بايد تا پيش از سپيده دم بربالاي سر بيمار برسد.
حق ويزيت! در ايران باستان دستمزد پزشك دقيقاً تناسب با مقام بيمار داشت و موبدان، تنها با دعا و دادن بركت، به پزشك دستمزد مي دادند. رئيس خانواده يا قبيله يا ده يا فرمانده استان به ترتيب يك خر، يك اسب، يك شتر، و يا چهار اسب به عنوان دستمزد به پزشك هديه مي دادند.
اخلاق پزشكي در ايران باستان در كتاب»قوم هاي كهن…« شرايط يك پزشك كامل در ايران باستان، اين طور نقل شده است:» بايد اندام هاي بدن و مفاصل و درمان بيماري هاي آنها را بداند. بايد ارابه شخصي و دستيار داشته باشد، و بايد مهربان باشد و حسود نباشد. آرام سخن بگويد و هيچ گونه غروري نداشته باشد. دشمن بيماري، ولي دوست بيمار باشد. حجت و حيا را رعايت كند و به دور از جنايت، آسيب رساني و زورگويي باشد. شتابان به كار بپردازد، رفتاري نجيبانه داشته باشد. پاسدار شهرت خوب باشد. به خاطر سودكار نكند، بلكه پاداشي معنوي را در نظر داشته باشد. در دادن گياهان درمان بخش مهارت نشان دهد تا جسم را از بيماري برهاند و فساد و ناپاكي را دور كند، آرامش بيشتري ببخشد و لذايذ حيات را افزون سازد.
دانش پزشكي در ايران پس از حمله اعراب چند قرني رو به كاهش و افتادگي گذاشت، ليكن با كوشش بزرگمردان و دانشمندان اين دانش مانند گذشته و بهتر از آن رو به بالندگي نهاد، به طوري كه دانشمندان بي شماري از دوره اسلامي به بعد به دانش پزشكي جهان كمك شاياني كردند و كمتر كسي مانند آنها مي توان يافت، بزرگاني چون ابن سينا، محمد زكريا رازي، فارابي، خيام كه نامشان همواره در تاريخ پزشكي جهان مي درخشد و موجب افتخار و سربلندي مردم ايران، در تمام دوره ها خواهد بود.
اقتباس و خلاصه شده از منابع:- Physician، blogspot.com – Rozane on line.com
- قوم هاي كهن در قفقاز، ماوراي قفقاز، بين النهرين و هلال حاصلخيز- تأليف رقيه بهزادي
- فرهنگ ايران شرقي، تأليف گيگر

دانلود کتاب پزشکی نیاکان
برای دانلود کتابها روی کلمه دانلود کلیک کنید و سپس در صفحه جدید بر روی گزینه Download File کلیک کنید تا کتاب رو دانلود کنید.

دانلود کتاب پزشکی نیاکان – بهداشت عمومی از دیدگاه پزشکی نیاکان دانلود
دانلود کتاب پزشکی نیاکان – مبانی اپیدمیولوژی بالینی در قانون ابن سینا دانلود
دانلود کتاب پزشکی نیاکان – مبانی طب سالمندان در قانون ابن سینا دانلود
دانلود کتاب پزشکی نیاکان – مقدمه کتاب رایانه ای قانون در طب ابن سینا دانلود
دانلود کتاب پزشکی نیاکان – قانون در طب ابن سینا میراث فرهنگی و حاصل گفتگوی بهداشتی تمدن ها دانلود
دانلود کتاب پزشکی نیاکان – ادبیات توحیدی در متن قانون در طب ابن سینا و ذخیره خوارزمشاهی دانلود

دانلود کتاب تاریخ ایران زمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ میلادی

لیست کتاب ها و لینک دانلود در پایین پست قرار دارد

گزینوفون می‌نویسد: کودکان ایرانی در   مدارسشان فنون قضاوت و عدالت و اداره می‌آموزند.   معلمان در این مدارس قضایای مختلف را برای شاگردان به‌تمرین می‌گذارند، اتهامات فرضی ازقبیل دزدی و راهزنی و رشوه‌خواری و تقلب‌کاری و تعدی و اموری که معمولاً اتفاق می‌افتد را برضد برخی از دانش‌آموزان مطرح می‌کنند و از دانش‌آموزانِ دیگر می‌خواهند تا دربارۀ آنها حکم داده مرتکب چنین بزههائی را کیفر دهند. آنها همچنین یاد می‌گیرند که به‌کسانی که اتهام ناروا به‌دیگران می‌زنند نیز کیفر دهند. درنتیجۀ چنین آموزشهائی کودکانِ ایرانی از سنینِ اولیۀ عمرشان با بدیها و نیکیها آشنا می‌شوند و می‌کوشند که خودشان را به‌بهترین خصلتها بیارایند و در آینده مرتکب اعمال خلاف نشوند. آنها حتی می‌آموزند که کسی‌که توانِ انجام کار سودمندی برای دیگران دارد ولی از انجامش خودداری می‌ورزد را نیز مجازات کنند؛ زیرا خودداری از انجام کار نیک در عین توانِ انجام آن را ناشکری دربرابر نعمتهای خدا می‌شمارند، و ناشکری را درخور کیفر می‌دانند. این از آن‌رو است که آنها عقیده دارند که انسان ناشکر نسبت به ادای وظیفه‌اش در قبال پدر و مادر و اطرافیان و جامعه و کشورش سستی و اهمال می‌کند؛ و کسی‌که در انجام وظیفه‌اش اهمال کند انسان بی‌شرمی است که ممکن است مرتکب هر کار خلاف اخلاقی بشود. از دیگر آموزشهائی که در این مدارس به‌کودکان داده می‌شود تسلط بر نفس و نظارت بر خویش و نظارت بر کردارهای دیگران، و اطاعت کهتران از مهتران و کاردیدگان است. ایرانیان همچنین به‌کودکان می‌آموزند که چه‌گونه در خورد و نوشْ جانب اعتدال را مراعات کنند؛ به‌همین جهت، دانش‌آموزان نه با مادرانشان که با آموزگارانشان غذا می‌خورند، و این غذا را نیز آنها از خانه‌هایشان با خودشان می‌آورند. کودکان درکنار این آموزشها، تیراندازی و زوبین‌افکنی می‌آموزند. اینها آموزشهائی است که تا سنین 15 و 16 سالگی به‌کودکان و نوجوانان داده می‌شود، و پس از آن آنها وارد دوران جوانی می‌شوند و چیزهائی به‌آنها آموخته می‌شود که مخصوص بزرگسالان است
افلاطون می‌نویسد: بزرگ‌زادگان ایرانی در هفت‌سالگی اسب‌سواری می‌آموزند؛ چهار آموزگارِ فرزانه برای آموزشِ آنها گماشته می‌شوند. خردمندترینِ آموزگار شیوه‌های خداپرستی و امور حکومتگری را از روی اوستا (به‌تعبیر افلاطون: ماگیای زرتشت) به‌آنها آموزش می‌دهد؛ درستکارترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که در همۀ زندگی راست‌گو و راست‌کردار باشند؛ خوددارترین آموزگار شیوه‌های حکومت بر خویشتن را به‌آنها می‌آموزد؛ و دلیترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که دلیر و بی‌باک باشند
هرودوت در سخن ازخصلتهای ایرانیان می‌نویسد که ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند وامداری از این‌رو بد و ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می‌پرهیزند. ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گزارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند. ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند (خیرات و صدقه می‌دهند). آنها هیچ‌گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند
هرودوت می‌نویسد که ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی می‌کنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم می‌کنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به‌خدا داد، زیرا می‌گویند که آنچه به‌خدا می‌رسد و خشنودش می‌سازد روح قربانی است نه گوشت او. وقتی می‌خواهند قربانی بدهند حیوان را به‌جائی که فضای باز است می‌برند، آنگا به‌درگاه خدا دعا می‌کنند. در دعاکردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای پادشاه و همۀ مردم کشور دعا می‌کنند و خودشان را نیز یکی از اینها می‌شمارند
زرتشت می‌گوید: پروردگارا! آنگاه که تو مردم را به‌نیروی مینَویِ خویش آفریدی و قدرت درک و شعور به‌آنها دادی؛ آنگاه که تو جسم را با جان درآمیختی؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پدید آوردی، چنین مقرر کردی که هرکسی برطبق ارادۀ آزاد خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. چنین است که دروغ‌آموز و راست‌آموز، یعنی هم آنکه نمی‌داند و هم آنکه می‌داند، هرکدام برطبق خواستِ درونی و ذهنیتِ خویش به‌بانگ بلند تعلیم می‌دهد و مردم را به‌سوی خویش فرامی‌خوانَد. انسان نیک‌اندیشی که در انتخاب راهش مُرَدَّد است آرمَئیتی معنویتِ راهگشای خویش را به‌او می‌بخشد تا راه درست را برگزیند
انسانِ‌ باخردی که خردِ اندیشه‌ورِ خویش را به‌کار می‌گیرد با گفتار و کردارش عدالت‌خواهی و راست‌کرداری و نیک‌اندیشی را گسترش می‌دهد، پروردگارا، چنین کسی بهترین یاورِ تو است.
کسی‌که با رهنمودگیری از خرد مینوی خویش بهترینها را از راه کلامِ آموزندۀ اندیشۀ نیک توسط زبانش و از راه کردارِ پارسایانه توسط دستهایش انجام دهد، اهورَمَزدا را که آفریدگارِ عدالت است به‌بهترین وجهی شناخته است.
هرکه به‌وسیلۀ اندیشه و گفتار و کردار نیک با بدی بستیزد تا بدی را از میان بردارد و بدکاران را راهنمائی کند تا از بدی دست بکشند و به‌نیکی بگرایند ارادۀ اهورَمَزدا را به‌نحو خوشنودگرانه‌ئی تحقق بخشیده است.
کسی که راه راستی و خوشبختی ابدی یعنی راهی که به سوی جایگاه اهورَمَزدا رهنمون باشد را در زندگیش در این جهانِ مادی به‌ما نشان دهد به‌بهترین و برترین خوشی خواهد رسید. پرودگارا! چنین کسی همچون تو پاک و آگاه و دانا است
یک کاهن بزرگ بابلی دربارۀ کوروش بزرگ چنین نوشته است:
در ماه نیسان در یازدهمین روز (روز 12 فروردین) که خدای بزرگ بر تختش جلوس داشت… کوروش به‌خاطر باشندگانِ بابل امانِ همگانی اعلان کرد.… او دستور داد دیوارِ شهر ساخته شود. خودش برای این‌کار پیش‌قدم شد و بیل و کلنگ و سطل آب برداشت و شروع به ساختنِ دیوار شهر کرد.… پیکره‌های خدایانِ بابل، هم زن‌خدا هم مردخدا، همه را به‌جاهای خودشان برگرداند. اینها خدایانی بودند که سالها بود از نشیمن‌گاهشان دور کرده شده بودند. او با این کارش آرامش و سکون را به‌خدایان برگرداند. مردمی که ضعیف شده بودند به‌دستور او دوباره جان گرفتند، زیرا پیشترها نانشان را از آنها گرفته بودند و او نانهایشان را به‌ایشان بازگرداند.… اکنون به‌همۀ مردم بابل روحیۀ نشاط و شادی داده شده است. آنها مثل زندانیانی‌اند که درهای زندانشان گشوده شده باشد. به‌کسانی‌که در اثر فشارها در محاصره بودند آزادی برگشته است. همۀ مردم از اینکه او (یعنی کوروش) شاه است خشنودند.
کاهن بزرگ مصر دربارۀ داریوش بزرگ چنین نوشته است:
شاهنشاه داریوش، شاهِ همۀ کشورهای بیگانه، شاه مصر عُلیا و سُفلی وقتی در شوش بود به‌من فرمان داد که به‌مصر برگردم و تأسیسات حیات‌بخش پزشکی مصر را نوسازی کنم. … آن‌گونه که شاهنشاه فرمان داده بود مأموران شاهنشاه مرا از این‌زمین به‌آن زمین بردند تا به مصر رساندند. هرچه شاهنشاه دستور داده بود را انجام دادم. کارمندان را به‌خدمت گرفتم همه از خاندانهای سرشناس نه از مردم عادی. آنها را زیر دستِ کاردانان و استادان گماشتم تا پیشۀ پزشکی فراگیرند. فرمان شاهنشاه چنین بود که باید همه چیزهای شایسته و بایسته به‌آنها تحویل داده شود تا پیشۀ خود را به‌خوبی انجام دهند. من هرچه لازم بود و هر ابزاری که پیشترها در کتابها مقرر شده بود را در اختیار آنها گذاشتم. شاهنشاه چنین دستور داده بود، زیرا به‌فضیلت این علم واقف بود. او می‌خواست که بیماران شفا یابند. او اراده کرده بود که ذکر خدایان را جاوید سازد، معابد را آباد بدارد، جشنها و اعیاد دینی با شکوه بسیار برگزار شود

از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمی‌شد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود که ضمن سخن از زرتشت شاختیم. به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همین‌رو است که واژه‌هائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت به‌مفهومی که ما پس از مسلمانی‌مان شناخته‌ایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمی‌شد بلکه آموزگاری بود که نیک‌بودن و نیک‌زیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم همیشه پس از مرگشان واسطه‌های میان خدا و مریدان خویش شمرده می‌شدند، و مریدانشان به‌اندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء می‌بردند و به‌اندازه‌ئی که به معبد خدمت می‌کردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد می‌دادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگی‌شان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچ‌گاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت.

از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ‌کدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده‌ به‌در گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار می‌شد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به‌ شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از این‌رو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دسته‌جمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیبایی‌ها بود.  در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها ­حتی زرتشت­ مراسم دینی برگزار می‌شد و نه برای هیچ‌کدام از شخصیتهای دیگر. این از آن‌رو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا به‌خاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا می‌کرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور می‌نمود.

نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند؛ و این‌را در گفتار زرتشت دیدیم. به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد.

دربارۀ نظام طبقاتی دوران ساسانی در کتاب مینوی خرد چنین می‌خوانیم:
حکیم از خِرَدِ مینوی پرسید: تکلیف معین و مشخص و متمایز فقیهان و ارتشتاران و کشاورزان چیست؟
خرد مینوی پاسخ داد: تکلیف فقیهان آن است که دین خدا را نگهبانی کنند، عبادات را به شایستگی برگزار کنند، خداشناسی را به مردم یاد بدهند، مردم را با گفتار و کردار نیک آشنا کنند، راه سعادت جاویدان اخری را به مردم نشان بدهند و مردم را از نیتجۀ بدکرداری که بدبختی اخروی در پی دارد بیاگانند.
تکلیف ارتشتاران آن است که جلو دشمنان کشور را بگیرند، از مرزهای کشور پاسداری و نگهبانی کنند، و امنیت و آرامش را برای مردم کشور تأمین کنند.
و تکلیف کشاورزان آن است که زمین را با کار و فعالیت آباد کنند و برای مردم جهان ثروت و خوشی و شادی بیاورند.
حکیم از خرد مینوی پرسید: تکلیف پیشه‌وران چیست؟
خرد مینوی گفت: تکلیف پیشه‌وران آن است که به‌کاری که در آن تخصص ندارند دست نزنند، و کارهائی که در آنها تخصص دارند را به‌بهترین وجهی انجام دهند، و در قبال کارهائی که انجام می‌دهند مزد درخور دریافت کنند. کسی که کاری انجام می‌دهد که در آن تخصص ندارد آن کار را خراب می‌کند و کارش بی‌ثمر می‌ماند. چنین کسی کاری که انجام می‌دهد چونکه نمی‌تواند به‌شایستگی انجام دهد کارش به‌مثابۀ نوعی گناهکاری است

این مجموعه با حجم کم و به راحتی قابل دانلود است (به دانلودش می ارزه)

فصل اول ـ پیدایش ایران
1- ایران و قوم یرانی
2- زرتشت و دین ایرانی
3- تاریخ ایران پیش از پیدایش پادشاهی ماد
4- چگونگی پادشاهی ماد در غرب فلات ایران
5- چگونگی تشکیل شاهنشاهی ماد (نخستین شاهنشاهی ادر تاریخ ایران)

فصل دوم ـ شاهنشاهی هخامنشی
6- کورش بزرگ
7- کمبوجیه و تصرف مصر
8- داریوش بزرگ
9- تئوری سیاسی شاهنشاهی
10- خشایارشاه و یونانیان
11- جانشینان خشیارشا
12- آخرین شکوه تاریخی شاهنشاهی هخامنشی
13- داستانهای کتیسیاس دروغین در باره تاریخ ایران
14- افسانه فوریم (داستان استر و مردخای) در تورات یهودیان

فصل سوم ـ هلني‌ها در ایران
15- اسکندر مقدونی ( برافتادن شاهنشاهی هخامنشی )
16- خاورمیانه بعد از اسکندر

بخش چهارم ـ شاهنشاهی پارتیان
17- تشکیل سلطنت در پارت
18- جنگهای ایران و روم در زمان پارتیان

بخش پنجم ـ نقش تمدن ایران باستان در خاورمیانه
19- ویژگیهای فرهنگ ایران باستان و نقش آن در تمدن‌سازی
20- تأثیر فرهنگ ایرانی و نقش آن در پرداختن عقاید دینی خاورمیانه

بخش ششم ـ شاهنشاهی ساسانی
21- تشکیل شاهنشاهی ساسانی توسط اردشیر پاپکان
22- شاپور اول
23- احیای فکر دینی در ایران و ظهور مانی پیامبر تبلیغ‌گر رنج‌کشی و محرومیت
24- قدرت‌گیری فقیهان در ایران، و نابسامانی سیاسی در کشور
25- شاپور دوم (شاپور ذوالأکتاف)
26- یزدگرد اول و بهرام پنجم (بهرام گور)
27- گسترش مسیحیت در خاورمیانه و پی آمدهایش
28- نهضت بهدینِ مزدک، جنبش برای احیای تعالیم زرتشت
29- خسرو انوشه‌روان دادگر
30- هرمز چهارم و بهرام چوبینه
31- خسرو پرویز، شکوه شاهنشاهی ایران در زمان ساسانی

وروایت ویل دیورانت از تاریخ شاهنشاهی هخامنشی از آغاز تا سقوط

منبع : ایران تاریخ

برای خرید کلیه کتاب های علوم غریبه در 200 جلد در قالب 1 دی وی دی و یا 2 سی دی با قیمتی ارزان و باور نکردنی از همین وبلاگ ، کلیک نمایید. بدون هزینه پست . تحویل 24 الی 48 ساعته

click

تهیه کلیه کتاب های علوم غریبه در قالب یک دی وی دی یا دو سی دی با قیمتی ارزان

از آن جایی که تهیه کتاب های علوم غریبه در اینترنت کمی دشوار به نظر می رسد و همه نمی توانند کلیه کتاب ها را دانلود و از گنجینه ای گرانبها برخوردار شوند ، به در خواست شما که در نظراتتان اعلام فرمودید ، کلیه کتاب ها را در قالب یک دی وی دی و یا دو سی دی در حدود 200 جلد کتاب گرانبها و کمیاب جمع آوری و در قیمتی مناسب (10.000 تومان) بدون هزینه پست می توانند دریافت نمایند. علاقه مندانی که تمایل به خرید این DVD و یا CD های این مجموعه هستند . می توانند در همین بخش نظر خود را به همراه ایمیل بگذارند تا برای آنها لیست کتاب ها همراه شماره حساب ارسال شده و پس از این که مبلغ به شماره حساب واریز شد، ظرف 24 الی 48 ساعت کلیه کتاب ها را در یافت می نمایند. هزینه پست دریافت نمی شود.

ketab-lymoo1